<

قناری معدن

آدم خانه اش یک جاست. دلش هزار جای دیگر.
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۵/۱۰
    من

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

اسم شیرینی را نمی دانستم. اما یکبار دیده بودم که وقتی آن شیرینی اذیت خور را می خورد چقدر قشنگ می شود. پنج تا شیش تا شیرینی فروشی را هم گشتم و پیدا نکردم. هر چند که حالا خیلی هم فرق نمی کند.


  • محمدرضا امانی

یکی از هوس های همیشگی ام این بوده که صبح خیلی زود بروم قاطی این کارگرهای سر گذر و بقچه ام را زیر بغل بزنم و منتظر بمانم تا یکی بیاید سراغم و بگوید: بلدی چاه بکنی؟ و من اصلا به روی خودم نیاورم که چقدر از ظلمات می ترسم، بگویم: ها که بلدم آقا. 

  • محمدرضا امانی

جانم به جانش بند است. دوباره سلام...

  • محمدرضا امانی