<

قناری معدن

آدم خانه اش یک جاست. دلش هزار جای دیگر.
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۴/۱۰
    XL

۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

رانندگی‌ام خوب است. این را هم زنم می‌گوید و هم برگه‌های بیمه‌ نامه‌ام که سال به سال در جیب عقب شلوارم نم بر می‌دارد و بی اینکه برگه‌ای ازش کم شود به دفتر بیمه تحویل می‌‌شود. اما همه اینها از خطر مالیده شدن توسط دیگر ماشینها نمی‌کاهد. تن ماشین بینوای من پر است از مالیدگی. در این مواقع  پیش از رویت محل تصادف  و تخمین خسارت نگاهی ابتدا به راننده صددرصد مقصر می‌اندازم. اگر از من مستضعف‌تر بود که لبخندی می‌زنم و می‌گویم عیبی ندارد و پیش میآید و بهش آدرس لوازم یدکی آشنایی را می‌دهم که قیمتهای مناسبی دارد و سوار می‌شوم و راه خودم را می‌روم. اگر هم از من کمتر مستضعف‌تر بود که  لبخند نمی‌زنم و می‌گذارم برود از هر قبرستانی که دلش می‌خواهد لوازم ماشین اش را تهیه کند. با خودم میگویم مگر ما مستضعفین جهان چه کاری جز مالیدن بر ماشینهای هم داریم.

  • محمدرضا امانی


با گذشت 17 روز همچنان خبری از سرنوشت سرباز وطن نیست...

  • محمدرضا امانی

شاید دیگر در آن فروشگاه کار نمی‌کند و اصلا از آنجا رفته . قصد هم ندارم از همکارانش این را بپرسم. هر بار به بهانه خرید می‌روم و باز نمی‌بینمش. دیگر مداد رنگی‌های فربد از عدد هزار هم فراتر رفته. فردا اگر رفتم آن حوالی قصد دارم تعدادی پاک‌کن بخرم.

  • محمدرضا امانی

انگشت شست پا را که چند سانتی بالا بیایی به یک برآمدگی استخوانی می‌رسی. ظهر امروز همانجایم شکست. شاهدان می‌گویند که از خواب پریده‌ام و در حالی که عربده می‌کشیدم مثل دیوانه‌ها به در و دیوار لگد پرانده‌ام. خودم هیچ چیز یادم نمی‌آید. نه از خواب احتمالی که دیده‌ بودم و نه از رفتار جنون‌آمیزم. مگر دیوانگی چیست؟ چند روز پیش هم توی خیابان فلسطین صدای سه‌تاری را می‌شنیدم که هیچ کس دیگری نمی‌شنید.  

  • محمدرضا امانی