<

قناری معدن

آدم خانه اش یک جاست. دلش هزار جای دیگر.

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است


شب همه چیز عادی بود. اما صبح محبوبه به سختی مریض بود و من بسیار خوشحال. حالا فرصت غنیمتی بود برای جبران محبتهایش. هر چند که تا عصر جز دست گذاشتن گاه به گاه روی پیشانی اش و تخمین میزان تب در نمودار ذهنی ام کار دیگری از پیش نبردم.
هفته گذشته هم یکی از دوستانم اعلام ورشکستگی کرد و من از خوشحالی دلم داشت قنج می رفت. آخر وقت خوش جبران بود.
  • محمدرضا امانی
در طول اعصار زنان نسبت به مردان همیشه احساس امنیت کمتری کرده اند، الا در وقت رانندگی. در این مواقع همه هوش و حواسشان به مقابل است و بدون در نظر گرفتن وقایع پشت سر، موانع پیش رو را با ویراژهایی هولناک از سر می گذرانند. اینکه زنان به این زودیها رانندگان با مهارتی نمی شوند را زنم توهینی هم تراز با نژادپرستی میداند. شاید یک دلیلش به خاطر نوظهور بودن این پدیده در میان خانوم ها باشد. البته نوظهور نسبت به زمان اختراع اتومبیل. اگر عمری باشداحتمالا تا چند دهه دیگر شاهد رانندگان یک دست تری در سطح شهر خواهیم بود. تنها توصیه ام به عنوان یک راننده به شدن آسیب دیده این است که در هنگام رانندگی گاهی نگاهی هم به آن آیینه وسط لعنتی بیاندازند تا احتمال مالیده شدنشان به حداقل برسد. 
  • محمدرضا امانی