<

قناری معدن

آدم خانه اش یک جاست. دلش هزار جای دیگر.
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۴/۱۰
    XL

من و پدرم هشت روز را مانند دیکتاتورها زندگی کرده ایم. از روز ورود ارتش آمریکا به موصل تا روز سقوط بغداد. شبها مثل آدم های عشق فوتبال که برای دیدن فینال لیگ قهرمانان لحظه شماری می کنند، چشم از صفحه تلویزیون بر نمی داشتیم تا پخش زنده حملات هوایی به بغداد را از شبکه خبر تماشا کنیم. درست عین دیکتاتورهایی که خوب می دانند در پس هر شعله ای که از این شهر خاموش می جهد ده ها نفر جان می دهند. اما مهم برایشان برد و باخت است تا جان آدمها. یک روز عصر از دانشگاه سریع خودم را به خانه رساندم تا مثل یک فرمانده ارشد اوضاع جنگ را رصد کنم. چشمم به آن یکی دیکتاتور افتاد که دیگر به دیکتاتورها نمی خورد. لم داده بود به پشتی و با مگس کش خودش را باد می زد و با لحن اینکه امروز هوا چقدر گرم است گفت: بغداد هم سقوط کرد.

  • محمدرضا امانی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی