<

قناری معدن

آدم خانه اش یک جاست. دلش هزار جای دیگر.
دروغ چرا! همیشه دلم می خواسته که چپ دست باشم. و این حسرت زمانی بیشتر شد که با یک زن چپ دست ازدواج کردم. احساس می‌کردم که اگر چپ دست باشم بالطبع باهوش‌تر هم می‌شوم. همانطور که همسرم بود. هیچ فیلمی نبوده که با هم ببینیم و آخرش را حدس نزده باشد. محاسبات ریاضی‌اش حرف ندارد. یک عالمه شعر از بر است. یک رمان سیصد صفحه‌ای را در یک روز و نصفی می‌خواند و حتی رنگ لباسی را که سه سال و نیم پیش در کوه تنم بود را یادش هست. و  تمام اینها مجموعه‌چیزهایی است که من ندارم.

  • محمدرضا امانی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی