<

قناری معدن

آدم خانه اش یک جاست. دلش هزار جای دیگر.
وبلاگ نویسی برای من ساده ترین و لذت بخش ترین نوع نوشتن است. درست به سادگی خرید یک بسته ماکارونی پیچ پیچی از یک ماکارونی فروشی. اما برای مدت مدیدی قسمت وبلاگ نویس مغزم دچار نوعی ایست کامل شد. دقایق طولانی مقابل لب تاب مینشستم بی آنکه حتی جمله ای خلق شود. به گمانم همینگوی هم دچار همین مرض شده بود که در عصر تابستانی به دهانش شلیک کرد. دیگر داشتم دنبال یک تفنگ میگشتم و پیدا هم کردم و در یک عصر پاییزی بی باران چند تایی گلوله به اقصا نقاط خودم شلیک کردم و نزدیک به دو ماه در کما بودم. گلوله هایی شامل اضافه کاری در شرکت و گشت و گذار در رستوران های اجق وجق و تماشای تلویزیون و خریدهای بی دلیل و صفحه حوادث روزنامه ها. چند روزی هست که دوباره علائم حیاتی ام برگشته. البته فعلا در حد یک دیفن باخیا. دکترم امیدوار است در روزهای آتی علائم بیشتری در من رخ بدهد. دکتر بسیار نازنینی است. اگر زنده ماندم بر میگردم.
  • محمدرضا امانی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی